محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 174
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
شد ، پس از اهل مكّه پرسيدم كه اين جوان كه بود ؟ گفتند على بن الحسين است « 1 » . بدانكه ! اين جماعت نزد صوفيّه از اكابر اولياى اللَّهاند و امام زمان خود را نشناختهاند . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة نقل كرده كه : جماعتى از متصوّفه در خراسان به نزد امام رضا عليه السلام آمدند وگفتند كه : امير المؤمنين - يعنى مأمون ملعون - فكر كرد در امر خلافتى كه در دست او بود وشما اهل بيت را سزاوارتر دانست در پيشوايى مردم بودن ، وترا بهترين اهل بيت يافت لهذا امر خلافت را به تو رد كرد ، وامامت كسى را مىخواهد ومىطلبد كه طعامهاى غير لذيذ بخورد وجامههاى گنده بپوشد ، و بر اولاغ سوار شود ، و به عيادت بيماران برود ، حضرت فرمود كه : « حضرت يوسف پيغمبر بود وقباهاى ديباى مزرّر « 2 » به طلا مىپوشيد ، و بر تكيهگاه آل فرعون تكيه مىكرد ، و در ميان مردم حكم مىكرد ، چيزى كه از امام مىطلبند قسط وعدل است ، كه چون سخن گويد راست گويد ، و چون حكم كند حكم به حق كند بدرستى كه خدا اين پوششهاى نفيس وخورشهاى لذيذ را حرام نكرده
--> ( 1 ) - احتجاج طبرسى : 316 . ( 2 ) - يعنى : با تكمههاى زر .